ثانيه 23
حس ميكنم ديگه دوستم نداري .....................اصلا ميخواي دلمو بدم زير پات بذاري؟
تازگيا حس كردم زياديه وجودم.....................فكرشم نميكردم بازيچه ي تو بودم
بي معرفت چرا به اين زودي فراموشم كردي...........................دست به هر كاري ميزنم تا به آغوشم برگردي
بهم گفته بودن يكي ديگه هست توي دلت..................منو اينجوري سوزوندي و آورديش كنارت
حس ميكنم تو اين روزا نميخواي حتي يه لحظه هم منو ببيني..........بي تو دارم چه زجري ميكشم اي خدا مي بيني
ثانيه 2:14
نميدونم كه چرا تو از من خوشت نمياد ....................دوست نداري با من باشي انگار دلت نميخواد
ميخواي بكشي اين دلي كه عاشق دلته؟............. بي معرفت اين دل كوچيكه من نوكرته
مي خواي به التماست بندازم خورشيد و ماهو................. فقط يه قول بده تحويل بگيري كمي مارو
بيا كنارم كه دلم از غصه داره آب ميشه.................. دلم هنوزعاشقته عمرش داره تباه ميشه
چشام ديگه پف كردن بس كه اشكام روونه بود...................وقتي كه تو تركم كردي اين دل من ديوونه بود
حس ميكنم بايد برم از اينجا ......................آخه درده واسم ديدنه اين چيزها
ميرم جايي كه كسي بلد نيست راهشو..................اي خدا ميشه يه بار ديگه ببينم صورته ماهشو
اگه منو دوست نداري باشه ميرم از كنارت ........................ولي بدون تا عمر دارم ميمونم به يادت
آره ميرم تا بدوني قدرمو................................. شايد تو هم بفهمي دردمو
ولي بدون هر جا كه باشم تو ذهنم تصوير تو رو تجسم ميكنم...........................بهش خيره ميشمو تبسم ميكنم